بنویسم از این حس سرکوب شده از این حسی که بغض به گلوم میندازد از این حال غریب !!! از آن روزهای بی تکرار از آن التهاب درون و از آن عشق دیر یافته عزیز دورم! دور نزدیکم ! عزیز عزیزم ! با تو بودن به گونه ای و بی تو بودن به گونه ای دیگر است تو را باید کجای روزگارم جای دهم ؟ که دست هیچ اندیشه ای به تو نرسد ! که هیچ گاه از دستت ندهم ؟ تو را باید به چه نام بخوانم که بمانی و من ؟! من کجای روزگارت خواهم بود؟ من با نگاهت حرفها دارم مقصد هایی برای رسیدن تو درد مشترکی ! مرا فریاد کن باتو میشود همیشه عاشق ماند تو از آن منی و من بی تو ویرانه ای بیش نیم ... بمان ... گفتم که سکوت .. ! از چه رو ، لالی و کور ؟ فریاد بکش ، که زندگی رفت به گور .. گفتا که خموش ! .. تا که زندانی ِ زور بهتر شنود ، ندای تاریخ زِ دور * بستم زِ سخن لب ، و فرادادم گوش دیدم که زِ بیکران ، دردی خاموش فریادِ زمان ، رمیده در قلبِ سروش کِی ژنده به تن ، مردم ِ کاشانه به دوش * بس بود هر آنچه زورِ بی مسلک ِ پست در دامن ِ این تیره شب ِ مرده پرست با فقر ِسیاه .. طفل ِ سرمایه یِ مست قلبِ نفسِ بیکَسِتان ، کشت .. شکست ! * دل زنده کنید ، تا بمیرد ناکام این نظم ِ سیاه و .. فقرِ در ظلمتِ شام بر سر نکشد ، خزیده از بام به بام خونِ دلِ پا بِرهَنِگان ، جام به جام ! * نابود کنید ، یاءس را در دلِ خویش کین ظلمتِ دردگستر ِ زار پریش محکوم به مرگ جاودانی است .. بلی شب خاک به سر زند ، چو روز آید پیش بلاخره بعد از ۹۰ روز خدمت در یکی از خوش اب و هوا ترین شهر ایران برگشتم خونه و چند اصطلاح سربازی رو واسه کسایی میخوان تازه به این دوره مقدس بیان بگم ستم بر ما نشد بر دختران شد تقدیم به منتظران سربازان ببخشید دوستان عزیز که نمیتونم جوابتونو بدم چون در حال حاضر مشغول گذراندن خدمت مقدس سربازی می باشم در گوش من آوای تو بود و تو نبودی دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد در حسرت ایمای تو بود و تو نبودی نقاشی دریا که کشیدم تک و تنها محتاج تماشای تو بود و تو نبودی آن عطر قلم - جوهر عشق و دل رسوا خواهان هوس های تو بود و تو نبودی صد قافیه زد دل به هوای سر کویت دل وسعت دریای تو بود و تو نبودی دیشب که گل از آیینه ماه گل انداخت در فکر تمنای تو بود و تو نبودی چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد چه نکوتر آنکه مرغــی ز قفـس پریده باشد پـر و بـال ما بریدند و در قفـس گشـودند چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد من از آن یکی گـزیدم که بجـز یکـی ندیدم که میان جمله خوبان به صفت گزیده باشد عجب از حبیـبم آید که ملول می نماید نکند که از رقیبان سـخنی شـنیده باشد اگر از کسی رسیده است به ما بدی بماند به کسی مبـاد از ما که بدی رسـیده باشد. ای قرار بی قراری ای ساحل آرامشم گاه گاهی پربزن در خلوت تنهاییم تا ببینی در فراقت من چه رنجی میکشم
نمیدانم چرا دوست دارم بنویسم
از این دلتنگی و تضاد تلخ!
آشخور: کسی که دوره آموزش رو میگذرونه - ناشی - بی درجه - (مشخصه:کچل-لباس خاکی)
پایه بوق: صفر کیلومتر - کسی که تازه آموزشیش تموم شده - (مشخصه اصلی:موی کوتاه اما نه کچل- درجه کج)
کج بان : همان پایه بوق - منتظر درجه (در اصل) -به دلیل خط کجی که به جای درجه بر دوش می زنند به این نام معروفند
درجه چسب زخم: همان درجه کجی که بعنوان انتظار درجه می زنند
پایه بالا : ریش سفید سربازان! با حق زورگویی به آشخورها- معادل سال بالایی دوران دانشگاه - (مشخصه: موی معمولی-درجه دارد)
تیمسار وظیفه ها: پایه بالاترین فرد در میان افسران وظیفه منطقه- کسی که هم درجه و هم سابقه اش بیشتر از تمام وظیفه های منطقه است
بابا خدمتی!: کسی که یکسال از اتمام آموزش و ورودش به محل خدمت گذشته باشد.
پسر خدمتی: کسی که یکسال با باباخدمتی خود تفاوت دوره داشته باشد!
موهات شونه خور شده: به کسی که کم کم در حال خروج از پایه بوقی است می گویند. یعنی که کم کم موهایت بلند شده و داری پایه بالا میشوی
جیم فنگ: دو دره بازی
پا بچسبون : احترام بگذار ( کنایه از کوبیدن کفشها به هم به نشان ادای احترام)
صدای پوتینهات رو نشنیدم! : یعنی احترام خوبی نگذاشتی- گاه به شوخی بین دو دوست هم گفته میشود.
دلم مي خواهد پر بكشم به آسمون سفر كنم روي ابرها بشينم به آدما نظر كنم
دلم مي خواهد داد بزنم همه جا فرياد بزنم بگم ستاره گم شده خاموش و بي صدا شده از عشقش جدا شده

شبي به دست من از شوق سيب دادي تو
نگو كه چشم و دلم را فريب دادي تو
تو آشناي دل خسته ام نبودي حيف
و درد را به دل اين غريب دادي تو.
| Design By : Pichak |


